لابد منظورتان از «فهمیده» این است که بدانید پسری که صلاحیت و معیارهای یک همسر شایسته را داشته باشد چه کسی است و از چه راهی او را تشخیص دهیم؟
در ابتدا باید دانست که پسر فهمیده، سعی در برقراری ارتباط خیابانی و هوسرانی با دختر نمیکند. با دختر قرار و مدار در تنهایی نمیگذارد و سعی در طولانی کردن تماس و ارتباطها، یا تلفن زدن... ندارد. پس از شناخت که از دختر مورد نظر به خواستگاری اقدام میکند و اگر شرایط خواستگاری را نداشت، ارتباط را ادامه نمیدهد، یا ایجاد مزاحمت نمیکند. اما اگر برای خواستگاری اقدام نمود، چگونه باید فهمید که او همسری شایسته و مناسب است؟
گام نخست شناخت ویژگیهای یک همسر شایسته است و گام دوم تعیین مصداق یا راهکارهای شناخت و ارزیابی و تطبیق معیارها بر مصداقها است.
اولین و مؤثرترین گام برای برخودار شدن از یک ازدواج موفق آن است که در مرحله انتخاب همسر، دقت و بررسی کافی انجام گیرد و گزینش همسر از روی آگاهی و با توجه به معیارهای صحیح انجام گیرد.
برخی از معیارها عبارتند از:
1ـ ایمان
اساسیترین معیار در انتخاب همسر، عامل «ایمان» است. تجربه نشان داده است کسانی که فاقد تعهد ایمانی هستند، حتى اگر پیش از ازدواج مدتها با هم آشنایی داشته باشند، پس از تشکیل زندگی مشترک به دلیل نداشتن ارزشهای ثابت و واحد، نیز به علت نداشتن پشتوانه محکم درونی، با کوچکترین عاملی پیوندشان سست شده، چه بسا از هم بگسلد.
2ـ خوشاخلاقی
زندگی کردن با افراد خشن، بداخلاق، تندخو و کمظرفیت بسیار مشکل است. افراد ریزبینی که در هر کار ریز و درشت دخالت میکنند و ایراد و اشکال میگیرند و میخواهند نظر خود تحمیل کنند، صلاحیت همسری ندارند.
3ـ اصالت خانوادگی
غالباً انسان سالم در خانواده سالم تربیت میشود، از این رو برای شناخت روحیات اشخاص و ویژگیهای اخلاقی آنان باید، در مورد خانواده آنها مطالعه نمود. شخصیت اخلاقی، معنوی و اجتماعی کسانی که در خانواده پاک و با فضیلتی که به حُسن معاشرت و رفتار با همسایگان و مردم اشتهار دارند و دارای کرامت نفسانی و سخاوت مالی هستند، عمق و اصالت بیشتری دارند، و به همین علت بیشتر قابل اعتمادند.
4ـ دوستان خوب
یکی از بهترین راههای شناخت افراد، آگاهی از وضع اخلاقی و معنوی و اجتماعی دوستان است.
5ـ شغل و حرفه
نوع شغل و حرفهای که دارد، تا حدودی بیانگر «شخصیت» است، امام صادق(ع) فرمود: «همسر مناسب کسی است که پاکدامن و بر تأمین زندگی توانا باشد(1)».
6ـ تحصیلات
از نظر سطح تحصیلات، میزان رشد فکری ـ اجتماعی و موقعیت مالی و اقتصادی به هم نزدیک باشند.
7ـ وجاهت ظاهری
از نظر ظاهر نیز تا حدی مورد پسند باشد.
اوّلاً: همه معیارها از لحاظ ارزش و تأثیرگذاری در ایجاد یک ازدواج موفق در یک سطح قرار ندارد، بلکه متفاوت است.
ثانیاً: تحقق همه معیارها و به طور کامل در یک فرد بسیار کم اتفاق میافتد، بنابر این باید به صورت «نسبی» آنها به خصوص ابتداء باید در «خود» نگریست و از خود پرسید که «چه میزان از معیارها را در وجودم ایجاد کردهام؟»
راههای شناخت و ارزیابی
راههای صحیح تحقیق و شناخت این است که شخص با همکاری خانوادة خود به بررسی وضع خانوادگی و دوستان و آشنایان طرف مقابل پرداخته، از اشخاص امین و آشنا، در باره وضع اخلاقی و سایر شرایط او پرس و جو کند. اگر ابهامی باقی بماند و شایستگی او احراز نشد، از بستن پیمان همسری با او خودداری کند که این میدان «آزمون و خطا» نیست.
پس از مثبت بودن نتیجه تحقیقها، اسلام اجازه داده است دختر و پسری که قصد ازدواج با هم دارند، در یک یا چند جلسه گفتگو کنند و دیدگاههای خود را در مسایل مختلف پیش از خواندن عقد، برای همدیگر بیان کنند، به شرطی که گفتگو از روی هوسرانی نباشد و با اطلاع پدر دختر باشد.
چکیده
خرده فرهنگها یا به اصطلاح علمی(sub-culture) از اجتماع افراد وقومیت های مختلف در یک کلونی واجتماع غیر وابسته تشکیل می شود . در این هماورد فرهنگی هر دو گروه دچار اصطحکاک می شوند . یعنی مقداری از آداب ورسوم فرهنگ مقتدر اولیه که فرهنگ متدوال آن قوم بود توسط میهمانان ناخوانده دچار تحوّل می شود . همچنانکه بسیاری از آداب ورسوم فرهنگی گروه میهمان در اجتماع یکدست فرهنگی دچار تحول وهمشکلی با گروه مقتدر می شود . در این میان بیشترین آموزه های تأثیر گذار و قابل تغییر اساسی که بستر اجتماع را دچار تزلزل می کند هویت ملی و آموزه های دینی افراد است . اصولاً فرهنگ بدون دین معنی ندارد . و زیر بنای هر فرهنگ اجتماعی در افکار مذهبی نهفته است . به همین دلیل . تی . اس . الیوت می گوید :
« می کوشم تا رابطه ای ذاتی بین فرهنگ و مذهب را عیان سازم ... اوّلین فرض مهم این است که هیچ فرهنگی نتوانسته مستقل از یک مذهب پدیدار شود وگسترش یابد . چنین می نماید که فرهنگ محصول مذهب یا مذهب محصول فرهنگ است و» 1
وجود خرده فرهنگها در اجتماع البته همیشه هم بد نیست . چون تقابل فرهنگی همواره منفی نیست . گاهی به سمت توسعه هر دو گروه و هر دو قوم یا ملت می انجامد . به طور مثال استان گیلان با قومیت یکدست گیل ، گالش وطالش از هزار سال پیش قومیت های مختلف را در خود پناه داده است . این استان به دلیل موقعیّت سوق الجیشی که داشته ودارد ، همواره از حملات مختلف و لشکرکشی ها در امان بوده است . به همین دلیل از هزارو صدو پنجاه سال پیش یعنی حدود سالهای 240 تا 250 هجری قمری ، اقوام سادات عرب وارد شمال ایران شدند . حسن ابن زید در سال 250 هجری قمری حکومت خود را در دارالمرز گیل ودیلم تا انتهای طبرستان گستراند و گیلان را برای همیشه با این کار دچار آمد وشد های مختلف فرهنگی کرد . تضادها وتقابل های فرهنگی خرده فرهنگها در مقابل فرهنگ اصیل وساختاری مردم گیلان سبب شد تا مردم گیلان به صورت کلی دین اسلام را بپذیرند ولی رسم ورسوم اصیل خود را حفظ نمایند . مردم گیلان صاحب خانه بودند . آنها میهمان . ولی چنان شد که میهمانان تا قرن دهم فرمانروایی منطقه را بر عهده گرفتند .
چون همیشه خرده فرهنگها دارای برگ برنده ای هستند که عامل نفوذ درتوده های فرهنگی می شود . یعنی گروههای ابتدایی سادات علوی دارای اعتقادات پاکی بودند که در اثر خفقان دولت وحکومت عباسی به شمال ایران پناه آورده بودند ودارای برگ برنده ای به نام دین اسلام بودند . امروز هم تمام ماهواره ها و افکار نفوذ پذیر غربی دارای فوایدی هستند . به طور مثال بسیاری از خدمات پزشکی رابه صورت رایگان ارائه می دهند و در ادامه در صدد نشر تعالیم خود به عنوان یک خرده فرهنگ هستند . و تاریخ ثابت کرده است که همواره مردم به همان عوامل تعیین کننده گرایش می یابند و سایر موارد خرده فرهنگها که گاهی بسیار زشت هستند ، را نمی بینند . یا نمی خواهند ببینند . به طور مثال مردم شمال ایران صداقت وپاکی و رسالت دین و آیین محمد صلی الله علیه وآله را در مهاجران عرب وسادات علوی دیدند . ولی قدرت طلبی و آفت زیاده خواهی را در آنها ندیدند . همان عاملی که سبب برچیده شدن همیشگی پرچم زیدیان در ایران شد وسادات کیایی و امامیه تا قرن دهم بر این مرزو بوم یعنی گیل ودیلم حکمرانی کردند . این مقاله تلاشی برای شناسایی نقاط آسیب پذیر خرده فرهنگها و تقابل آن با هویت ملی است .
کلید واژه : ( فرهنگ،خرده فرهنگ،هویت ملی،ایران،مذهب ، اجتماع ، ارزشهای معنوی، ارزشهای ملی )
تعریف
کلمه فرهنگ (CULTURE)، مانند کلمه هنر یا برخی دیگر از واژگان کاربردی امروز جامعه به معنی واقعی کلمه تعریف ناشدنی ترین کلمات کاربردی روزگار ما هستند . فرهنگ به معنی ادب وتعلیم وتربیت سالیان درازی در ادبیات ایران وجهان کاربرد داشت و ولی فرهنگ به معنی علمی آن یعنی کلیه آداب ورسوم فرهنگی و علمی وادبی و هنری یک قوم یا یک ملّت ظاهراً برای اوّلین بار در سال 1750 میلادی در فرهنگ لغت آلمانی وارد شد و آقای تایلور در سال 1871 میلادی برای اوّلین بار کتابی را با عنوان فرهنگ و به نام « فرهنگ ابتدایی » نوشت . 2
در تعریف فرهنگ ذکر قولها متفاوت است در لغت نامه علی اکبر دهخدا درباره واژه فرهنگ آمده است :
« فرهنگ [ فَ هَ] مرکب از فرکه پیشاوند است . و هنگ از ریشه ثنگ اوستایی به معنی کشیدن و فرهختن و فرهنگ هر دو مطابق است با ریشه ادوکات و ادوره در لاتین که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم وتربیت است » 3
در فرهنگ معین هم تعریف کلمه فرهنگ به این صورت آمده است :
« مجموعه آداب ورسوم و فرهنگ شاهان ومهتران وفرزانگان وکارسازپادشاهی ... مجموعه علوم ومعارف هنرهای یک قوم ... کتابی که شامل چند زبان باشد » 4
فرهنگ به معنی ادب و تعلیم وتربیت نمود فراوانی در ادبیات جهانی بخصوص ایران دارد . به طور مثال کسایی مروزی می سراید :
ای زدوده سایه ات ، زآینه فرهنگ رنگ برخرد سرهنگ وفخر عالم از فرهنگ وهنگ 5
یا فردوسی :
بیاموخت فرهنگ و شد بر منش برآمد زبیغاره وسرزنش 6
یا ناصر خسرو :
هیچکس را به بخت فخری نیست زانکه او جفت نیست با فرهنگ 7
یا مولوی :
دشمن عقل که دیده است کز آمیزش او همه عقل وهمه علم وهمه فرهنگ شویم 8
یا سعدی :
هرچه خواهی کن ، ما را با تو روی جنگ نیست پنجه با زورآوران انداختن ، فرهنگ نیست 9
امّا فرهنگ به معنی امروزی آن که در تمامی علوم ومعارف وارد شده است . کاربردی حدود سیصد ساله دارد . در واژگان و لغت نامه های آلمانی وانگلیسی فرهنگ با ترجمه و مفهوم ادب وپرورش رایج بوده است . چنانکه در سال 1420 میلادی این واژه در فرهنگ ولغت انگلستان پذیرفته شده است و در فرهنگ لغات آلمانی هم با کمی تأخیر نمود عینی داشته است. اما با معنی متداول امروزی سن وسال چندانی ندارد و از حضور این واژه در فرهنگها با این معانی گسترده بیش از سه قرن نمی گذرد . وبه مفهوم کلیه آداب ورسوم وعلوم وهنر ومعارف الهیات وکلیه مسابل مادی ومذهبی یک قوم یا یک ملّت است . طبعاً با چنین تعریفی کاربرد این واژه نیز گسترده می شود . به همین دلیل در علوم انسانی از مفاهیم جانبی نظیر فرهنگ توده ای و فرهنگ عامیانه و خرده فرهنگها برای توضیح بیشتر وبهتر واژه فرهنگ در تعامل وتقابل فرهنگهای مختلف اجتماعی استعمال می شود .
« فرهنگ توده ای ( MASS CULTURE ) در تعریف به طور اخص وجه مشخصه تمدن بشری وصنعتی جدید است ولی به درجات مختلف در جوامعی که در حال صنعتی شدن هستند نیز یافت می شود که مفهوم اصلی ان همان توده های فرهنگی است . »10
« فرهنگ عامیانه ( FULK CULURE ) در تعریف به شکل خالص ، فرهنگی است که جلوه های رفتاری آن به شدّت شخصی مبتنی بر عرف و مبتنی برخویشاوندی است . وبه طور غیر رسمی از طریق مقدسات کنترل می شود » 11
امّا خرده فرهنگها که بزرگترین منفعت ومشکلات جوامع مختلف را در بر می گیرند . بیشترین خدمات وصدمات را به فرهنگ وهویت ملی مذهبی یک منطقه یا قوم یا ملّت می زنند . خرده فرهنگ یا به عبارت علمی آن ( SUB- CULTURE ) عبارتست از کلیه افکار و سلایق دینی ومذهبی و مادی افراد یا یک قوم مهاجر و وارد شده بر یک اجتماع یکدست فرهنگی . همچنین می توان خرده فرهنگ را شامل فرهنگ های مختلف نقوذپذیر در جامعه یکدست ودر فرهنگ عامیانه مردم یک منطقه یا قوم دانست . خرده فرهنگها چون دارای تعاریف جدیدی از فرهنگ وتمامی اشکال آن هستند به سرعت از طرف افراد مختلف جامعه مورد پذیرش قرار می گیرند . به طور مثال استعمار یکی از عوامل نفوذ خرده فرهنگ در کشورهای خاورمیانه بود که نهضتی را با نام فرهنگ استعماری هم به نام خود رواج داد . کشورهیا میهمان در بستر حکومتهای دست نشانده چنان قدرت می گرفتند که علناً این حکومتها ساقط می شدند و یا با حضوری ضعیف ونمادین در کنار سفارتخانه های بزرگ غربی فعالیت می کردند . استعمار به عنوان میهمان به خودی خودی نمی توانست بر فرهنگ مردم غلبه کند . لذا فرهنگ استعماری را در این کشورها گستراند . به موازات آن فرهنگ کار ، فرهنگ مصرف وفرهنگ آموزه های دینی مردم حتی فرهنگ زبان وبیان وپوشش شان نیز کم کم شبیه به استعمارگران شد. لذا همه انقلابهای استعمارگرایانه بر اساس تفکر وتحول فرهنگی صورت پذیرفت . به طور مثال گاندی کت وشلوار خودرا آویزان کرد وکرباس هندی را به تن کرد و مردم را برای یک مبارزه فرهنگی بزرگ آماده نمود . اکنون سالیان درازی از استقلال هندوستان می گذرد ولی هنوز هم زبان وبیان استعماری را در ادبیات هندی می بینیم . جالبترین و قابل تأمل ترین مسأله این است که در ادبیات هندی تمام واژگان سپاس و خوش آمد گویی و خوب انگلیسی است . وتمام واژگان زشت وفحش وناسزا فارسی است . انگلستان به عنوان یک خرده فرهنگ با ایجاد نوآوری های صنعتی در هند جاذبه زیادی ایجاد کرد ومردم در برابرآن تمام حیثیت وشرافت وطنی خود را دادند . وقتی مردم به وسیله مردی بزرگ چون گاندی متوجه مشکلات خود شدند که مردم هند به شدت وابسته فکری استعمار بودند . لذا رهبراین قیام یعنی گاندی تحول فرهنگی را از خود آغاز نمود . او حتی قهوه نمی خورد واز چای هندوستان می نوشید . یعنی چه در رفتار ظاهری وچه در رفتار باطنی قیود استعمار را از خود جدا کرد و با این کار ملت هند بیدار شدند . چون مردم ابتدا از رفتار یک مبارز درس می گیرند تا از بیاناتش .
یا رسانه های امروزی چون اینترنت وماهواره و سیستم پیام کوتاه تلفن همراه وسیستم هایGPS ,GIS
وسایر سیستم های ماهواره ای خود به خود برای تمام اقشار جامعه ایجاد خرده فرهنگ کاربردی می کنند . که می تواند در دراز مدت به صورت یک خطر جدی و یا یک منفعت بزرگ در کنار فرهنگ اصلی مردم قرار بگیرد . پس اگر مابین فرهنگها تعامل فکری وعلمی باشد ضرری متوجه هیچ کس یا هیچ جنبشی نمی شود . مسأله اصلی این است که تعامل یا وجودندارد ویا هدفی برای آموزش و یادگیری تعامل صحیح با فرهنگ کاربردی مهاجم در میان دولت ومردم ما موجود نیست واین خود به خود به صورت یک مکانیزم واپس گرا به شدت مردم را به صورت مصرفی از کالاهای مصرفی مهاجم بهره مند می کند واز تولید فکر واندیشه که در راستای تعامل صحیح است . دور نگه می دارد . در اینجا مسأله فرهنگ پذیری توسط فرهنگ مهاجم وفرهنگ مورد هجوم پیش می آید .
فرهنگ پذیری شامل پدیده ای است که ناشی از تماس های مستمر و دست اول گروههایی از افراد دارای فرهنگ متفاوت است . در نتیجه این تماسها تغییراتی در الگوهای فرهنگی اصل یک یا دو گروه پیش
می آید .12
بنابراین هم قوم مهاجر وهم قوم مهمانپذیر دارای تغییراتی در برخی اصول مذهبی و دینی واعتقادی و فرهنگی می شوند . متاسفانه اصلی ترین قسمت هر قومی که خرده فرهنگ را می پذیرد و دچار آسیب می شود . مقوله مذهب است . چون اصولاً تغییرات ابتدایی بر سر مذهب باعث گرایش های متعددی می شود .و یک ملت را از یکدستی جدا می کند . بنابراین تفاوت آرا پیش می آید و پدران به هیچ وجه نمی توانند فرزندان شان را تربیت کنند چنانکه فرزندان هم به هیچ روش نمی توانند والدین خود را درک نمایند و با هم به تفاهم برسند .
نقش رسانه ها در فرهنگ پذیری
رسانه ها امروز دیگر تنها یک رسانه وابزاری برای طلاع رسانی نیستند . بیشتر این رسانه ها با انگیزه های سیاسی ودینی تقویت شده وانعکاس دهنده خرده فرهنگهای عوام فریبانه برای مستمعین خود هستند . برای نمونه رسانه فاکس نیوز به عنوان یکی از رسانه های محبوب ایالات متحده آمریکا که توسّط سرمایه دار یهودی وصیهونیسمی اداره می شود . در تمامی پروسه های خبری خود از تمام امکانات مادی ومعنوی بهره می برد تا مخاطب را همراه خود سازد . امروزه با اینکه بیشتر مردم آمریکا می دانند بیشتر اخبار سیاسی فاکس نیوز دروغ است امّا همچنان این رسانه رسانه محبوب مردم است . چون مدیریت این رسانه بسیار هوشمند است . تمامی خبرنگاران و مجریان این رسانه از بهترین سوپر استارهای هالیود هستند . بهترین هنرپیشه های هالیود افتخار شان این است که در این شبکه مشغول حرفه خبرنگاری هستند . امروزه ما به عینه جوانان ما را می بینیم که به صورت آنی موهای شان را به روشی ناهنجار شبیه مدهای تلوزیونی آرایش کرده اند ویا طرز لباس پوشیدن شان نشان دهنده فرهنگ دیداری وشنیداری غربی ومهاجم است . چه باید کرد ؟
اوّلین سوالی که مطرح است این است که ما برای جوانان ما چه کرده ایم ؟ آیا به چراهای شان در قبال دین ومذهب و ایمان وپوشش پاسخی قانع کننده داده ایم ؟ طبعاً تا حدودی باید حق را به آن جوان هم بدهیم . چون هر عملی عکس العملی دارد . و گندم از گندم بروید جو ز جو . غافل شدن از توسعه فرهنگی جوانان یعنی دنباله روی از فرهنگ بیگانه توسط عزیزترین افراد خانواده . به طور مثال امروز در تمامی استانها فرهنگسراها وخانه های فرهنگ قوی ومحکمی قرار دارد در حالی که یک نمونه از آنها را ما در رشت که مرکز استان گیلان است نداریم . و سایر شهرستانها که حساب شان با کرام الکاتبین است این نهادهای فرهنگی سبب می شود تا جوانان تخلیه هیجانی شوند . یعنی بسیاری از سوالات شان توسط همدیگر در نشست های مشترک ویا در تعامل با اساتید برتر پاسخ داده شود.طبعاً وقتی که ما کاری برای فرهنگ وتوسعه فرهنگی نکردیم نباید انتظار بزرگی داشته باشیم .
امّا رسانه ها کار می کنند . و به شدت در حال انتقال مفاهیم وفرهنگهای مصرفی در جوامع در حال رشد هستند . تغییرات فکری ومذهبی و مصرفی یک جامعه علناً نوعی استعمار جدید است . استعمار همان استعمار است وتنها شیوه وابزارهای استعماری عوض شده است. امروز برای توسعه اهداف استعماری دیگر هیچ حکومتی به خود جرأت نمی دهد تا کشوری را به طور کامل مستعمره کند وبه صورت ملک شخصی خود بر آن حاکم شود . بلکه استعمار امروز با ابزار رسانه ابتدا بر روی فرهنگ ومذهب جوانان کار می کند . یعنی برای هر جوانی در کنشها وواکنشهای دینی یک چرا ایجاد می کنند ؟ به طور مثال چرا در دین اسلام زنان همانند مردان نیستند ؟ چرا در دین اسلام در مقوله فقه واصول تفاوت آرا زیاد است ؟ و ... از این دست سوالات متفاوت و بر انگیزاننده که جوان را در مقابل اطرافیان نگه می دارد . اطرافیان هم که به دلایل مشاغل روز مره توانایی پاسخگویی به جوانان را ندارند . محیط های دبیرستان ودانشگاه در حوزه های فرهنگی و پرورشی دارای بودجه اندکی هستند . بنابراین رسانه در ابتدایی ترین قدم موفق می شود نوعی فرهنگ پذیری و همگام شدن با چراهای جوان را به وجود بیاورد . بدون اینکه خود به چراها پاسخی دهد . در واقع رسانه ها تشنه ها را تشنه تر نگه می دارند تا به موقع آنها را به جای نوشیدنی از شراب هوس آلود خود بنوشانند . شرابی که طیف های جامعه را در مقابل هم نگه می دارد . رسانه ها امروز بزرگترین ابزار خواب آوری و فرهنگ پذیری جوانان کشورهای در حال توسعه اند . در سالها یی پیش از این یعنی سالهای دهه 70 وهشتاد میلادی رسانه ها چنان ابرقدرت مدارانه بر کشورهای جهان سوم حکم می راندند که گویی در این کشورهای خاک مرده ریخته اند . و اصلاً باور ایستادگی و خودباوری از میان جوامع عقب افتاده وجهان سوم رخت بر می بست . چنانکه در فاجعه 28 کودتای مرداد 1332 علناً سرلشکر زاهدی به عنوان یک نوکیسه تازه به دوران رسیده تحت تأثیر فرهنگ استعماری از تریبون رسمی دولت اعلام کرد : « شما ، ( مردم ایران ) یک آفتابه نمی توانید بسازید آن وقت می خواهید نفت تان را اداره کنید »
فرهنگ استعماری عموماً از طریق رسانه ها شنوا وبینا پیدا می کند . و به این وسیله حضور فیزیکی خود را در منطقه توجیه می کند . با نگاهی به جنگ اول و دوم خلیج فارس نقش رسانه ها را در اشاعه فرهنگ استعماری بخوبی می بینیم . در جنگ اوّل هنگامی که سربازان آمریکایی چند قدمی با سقوط دیکتاتور عراق فاصله داشتند ناگهان فرمان عقب گرد به آنها داده می شود . ودر طول این ده سال یعنی از سال 1992 تا 2002 میلادی رسانه ها چنان مردم دنیا را با خطر ناک بودن دشمنی مثل صدام آشنا می کنند که تقریباً تمام دنیا جنگ برای از بین بردن صدام را مشروع می دانستند . لذا در جرگه حمایت از آمریکا پیوستند و صدام سرنگون شد . اینک رسانه ها عراقی نوین وفدرال را برای آینده ترویج می کنند برنامه ای مطمئنّاً یکی از اهداف بلند مدت سردمداران غرب است تا بدینوسیله نقش سیاسی و قابل نفوذی به اکراد مخالف ایران وترکیه وعراق وسوریه بدهند تا همواره این کشورها توسط اکراد مخالف مورد هجوم واقع شدن ودر درگیری فرسایشی دست به دامان قدرتها شوند .
بی تردید ماهواره ها واینترنت یک رسانه فراگیر هستند که چه بخواهیم وچه نخواهیم بر کشورچیره می شوند . بنابراین باید مثل سایر کشورها برنامه ریزی صحیحی در تعامل با این فناوری داشت . چون اینترنت وماهواره دارای فواید و مضرات بسیار زیادی هستند . آموختن فرهنگ صحیح استفاده از اینترنت و ماهواره سبب می شود تا خرده فرهنگهای نفوذی وبیگانه بر دامن پسران ودختران ما ننشیند . امروزه کشور کمونیسم چین سالیانه میلیاردها عدد سی دی مبتذل را از بین می برد . سوالی که مطرح است این است که ما در کشور اسلامی چقدر سی دی مبتذل را از بین می بریم ؟
دوباره باید گفت در کشور چین آزادی دیداری وشنیداری برای تمام رسانه ها امکان پذیر نیست . یعنی بسیاری از کانالهای ماهواره کد گذاری شده و هزاران سایت غیر اخلاقی فیلتر شده اند .در حالی که جوانان ما در معرض انواع حمله های تبلیغی وفرهنگی اینترنتی وماهواره ای قراردارند . و تنها فیلتر کردن تعدادی سایت محدود که با نازل ترین فیلتر شکن باز می شوند نمی توان کار فرهنگی کرد . باید با ایجاد فرهنگ صحیح مصرف از فناوری و تعامل با آن کاری کرد که جوانان نیازی به دیدن آن سایتها نداشته باشند . واصلاً دیدن آن سایتها را سبب کسر شدن خود بدانند . در آن روز ما موفق شده ایم .
هویّت ملی و تهدیدهای خرده فرهنگها
همانطوری که گفته شد ماهواره ها واینترنت یکی از ابزار قابل نفوذ در سیستم دانشجویی و علمی وفرهنگی کشورهای در حال توسعه مثل ایران هستند . با مطالعه اوّلیه در نوع برنامه ریزی وتدوین برنامه های اینترنتی در می یابیم که رسانه ها در صدد حذف هویت ملی و فرهنگی وجایگزین کردن آن با واژه ای جدید به نام جامعه جهانی یا دهکده جهانی ویا نظام سرمایه داری هستند . دراین راستا همواره اصلی ترین ملاک تشخیص هویت ملی که وطن پرستی و ایمان ومذهب است توسط سایتهای غیر اخلاقی و رسانه های ماهواره ای مورد حمله قرار می گیرند . در حالی که ما از رسول الله صلی الله علیها می خوانیم که : حب الوطن من الایمان « یعنی دوست داشتن وطن از ایمان است » . امّا انها این مسأله را مطرح می کنند که امروز دیگر وطن ومرزهای جغرافیایی معنی ندارد . پول و اقتصاد است که در دهکده جهانی حاکم است . در این پروسه همواره کشورهای ثروتمند فربه تر شده وکشورهای ضعیف لاغر تر می شوند . و مباحث فرهنگی هم به عنوان اصلی ترین نقطه ثقل وایستایی استعمار جدید رسانه ای مورد یورش قرار می گیرد . به عنوان نمونه امروز در اینترنت فارسی در سایتهای یاهو یا گوگل عده زیادی از سایتهای مبارز با اخلاقیات و دین را می بینیم . که به اصطلاح خود با تعدادی مدارک جعلی وغیر مستند سعی در زیر سوال بردن دین اسلام ومذهب تشیع دارند . یکی از این سایتها سایت افشا است . به آدرس الکترونیکی : www.efsha.com .
در این سایت به زبانی تحقیقی و مستند از اسانید ومدارکی که هم از نظرعلما وعقلای اهل سنت وهم از نظر عقلا وعلمای شیعه مطرود است . دین اسلام را در قالبهای مختلف زیر سوال می برد که مستقیماً ربطی به دین ندارند . بلکه شخصاً با ساحت مقدس رسول الله صلی الله و علیه وآله هجوم می برند . به عنوان مثال در این سایت مسایلی نظیر 1- ازدواج های مکرر رسول خدا (ص) 2- افسانه غرانیق
3-بحث وبررسی در احادیث عایشه در مورد هوسرانی رسول الله (ص) 4- نقش سلمان در انحراف رسول الله (ص) 5- آموختن دین از سلمان توسط رسول الله (ص) 6- وجود کلمات وواژه های ایرانی و غیر عربی در قرآن 7- مسأله حجاب 8- تفاوت زن ومرد در قرآن 9- مسأله طلاق
و.... را می بینیم که به طور اخص با دیدیگاهی غیر اسلامی وبه شدت معترضانه وغیر منصفانه مورد بررسی قرار می گیرند . واین دستمایه های مبتذل به عنوان یک خرده فرهنگ در جلوی دید و بینش جوانان ما قرار دارند . یعنی جوانان ما خواهی نخواهی از این آبشخور آب می خورند . آنها را مورد مطالعه قرار می دهند و بالغ بر 95 درصد شان هم بدون تردید با خنده ای از سایت ومحتویات آن می گذرند ولی مطمئناً این نوشته ها حداقل بر روی 5 درصد از جوانان ما با درجات مختلف تأثیر گذار خواهند شد . امروزه رسانه ها بدون هیچ قید وشرطی اوامر مختلفی را پیگیری می کنند و به صورت خرده فرهنگهایی فرصت طلب که کاستی های جامعه را برای جوانان ونسل پویای جامعه عیان وآشکار می کنند و جای خود را رفته رفته در دل جامعه باز می کنند وما هم بدون اینکه بتوانیم کاری بکنیم دست روی دست گذاشته وتغییرات فرهنگی نسلهای را می بینیم . و نمود عینی آن تغییرات عجیب وغریب ظاهر برخی از جوانان ما هست . همچنین استدلالهای غیر علمی وصولی که هیچ مستندی ندارند در حوزه خرده گیری های مذهبی ودینی است . گویی که علامه دهرند .امّا غاف شده ایم که این عوامل ماحصل تلاشهای آنهاست . امروز فرهنگ جاری مردم در حوزه های مختلف توان پاسخگویی به سوالهای بی وقفه جوانان را ندارد . آنها به بهترین نحو ممکن ضربه های کاری خود را بر شکاف بین خانواده وفرزندان یعنی اصلی ترین نقطه اتکا خانواده می زنند . به همین دلیل است که پدران بسیاری می گویند : فرزندان مان را درک نمی کنیم . آنها در یک دنیا هستند وما در دنیای دیگر . و همچنین فرزندانی که می گویند : باب ومامان اصلاً متوجه تغییر زمان نیستند وهنوز هم انگاردر عهد فلان السطلنه زندگی می کنند با همان بینش ها وایدئولوژیها .
یعنی فرزندان ما از ما دور می شوند . ما که با تلاش کار کردیم وفرهنگ مصرف غربی را دور کردیم به عینه می بینیم که همان خرده فرهنگهایی را که ما با تلاش زیادی با انقلاب از ایران دور کردیم وخود به خودباوری رسیدیم . امروز همان خرده فرهنگها با اندکی رنگ ولعاب در خانه های ما میان جوانان ما پرسه می زند . به کجا چنین شتابان ....
امروز رسانه ها مرزها راشکافتند . ما وقتی در بیرون از خانه در حال کاریم فرزندان مان از رسانه ها یا محصولات فرعی شان شامل فیلم ونرم افزار وحتی بازی های رایانه ای استفاده می کنند . و گاه خود ما بدون اینکه بدانیم چقدر این کالای فرهنگی به ضرر خانواده است برای فرزندان خود تهیه می کنیم . بنابراین نیازمند یک برنامه ریزی اصولی وهدفمند برای تعامل با تکنولوژی و فناوری های جدید هستیم . تا جوانان ما روح تولید وفناور شدن را در خود ببینند . با دیدن نرم افزاری بگویند که ما بهتر از این را می سازیم . البته این کار شدنی است بشرط اینکه فقط یک درصد از کارهای فرهنگی ما درست انجام شود . و مسئولان فرهنگی مختلف کشور از مهدهای کودک وآمادگی گرفته تا دانشگاهها ومراکز بزرگ تحقیقی و بخصوص ادارات فرهنگ وارشاد اسلامی وسازمانهای وابسته وهمگروه به جای دادن ارقام واعداد و به جای دادن آمارهای ناصحیح و گزارش های غیر واقعی از فرصتهای گرانقدر فرهنگ سازی استفاده کنند . البته دولت هم باید به این بخش اهمیت زیادی قائل شده و بودجه کافی در اختیار سازمانهای مذکور قرار دهد .
مذهب اوّلین هدف استقرار خرده فرهنگها
مذاهب همواره تکیه گاه فرهنگها هستند . خرده فرهنگها نمی توانند با وجود مذهب اکثریت ، بر مردم غلبه کنند . لذا ابتدایی ترین گام برخورد با فرهنگ بومی منطقه جهت گسترش هر خرده فرهنگی ، برخوردهای مذهبی وحمله به آئین های مردمی است . اصولاً هر فرهنگی دارای مذهبی است . و هر خرده فرهنگی هم به دنبال خود مذهبی را یدک می کشد . به طور مثال امروزه رسانه های ماهواره ای و اینترنتی مأمنی برای تبلیغ ادیان مسیحی ویهودی و زرتشتی و حتی بابی وبهایی شده است . تلوزیون های ماهواره ای پارس ، محبّت ، امید ایران ، تصویر ایران ، کانال یک ، اندیشه و.... در کنار سایر برنامه های تبلیغی خود که فارسی زبان هستند . با تهیه برنامه های تبلیغی علناً با ظاهر مسیونری سعی در تبلیغ ادیان فوق الذکر دارند . آنها به صورت علنی در ساعتهایی خاص با استفاده از مطالب کاربردی برای ترویج دین خود و حمله به آیین اسلام ، برنامه های شان را پخش می کنند . این برنامه ها اصولاً بیننده چندانی ندارند . ولی حمله ای مستقیم به قلب جوانان ما هستند . اگر روزی انگلستان برای توجیه حضور خود در ایران نیازمند ایجاد ادیان دست نشانده چون بابیت وبهائیت داشت و به این وسیله از توان اجرایی شان در دولت های پهلوی استفاده کاربردی نمود . ویا در هندوستان ادیان مختلفی را ایجاد نمود و پیامبران زیادی به اجتماع هندوستان معرفی کرد . همچنین ماجرای مسجد بابری را بدون هیچ مستدلی به وجود آورد که اکنون بعد از دو قرن هنوز هم خون می گرد وبسیاری از هندوها ومسلمانان را به قتل وعام می کشاند . امروز دیگر ازطریق رسانه ها استفاده می کند . و ابتدا به مذهب حمله می کند . آنها در طول چهار قرن به صورت کامل دین اسلام را شناختند . با ایجاد دانشگاه های خاورشناسی و فرستادن خاورشناسان دردل ملتها و حکومتها ، تمام نقاط ضعف وقدرت ملتها راشناسایی نمودند . و امروز از آن یافته ها در رسانه های شان استفاده می کنند . ماجرای مسجد بابری در هندوستان که علناً حمله به مذاهب وادیان هند بود . نمونه عینی درگیری خرده فرهنگها با فرهنگ اصیل دارد . انگلستان در طول دو قرن حضور فیزیکی واستیلای کامل بر هندوستان به عنوان یک فرهنگ غالب در هند شمرده می شود . و فرهنگ اصیل هندی اعم از سایر فرق فقط درقبایل دیده می شود . مسجد بابری محل مقدسی برای مسلمانان هندوستان است . در این راستا خاورشناسان انگلیسی تلاش زیادی برای مقدس بودن آن نمودند . تا جایی که مسلمانان هند نماز خواندن درآن را برابر با نماز خواندن در مسجد الاحرام می دانند . از طرفی دیگر خاورشناسان انگلیسی با حمایت سفارتخانه های مقتدر انگلیس در هند و هند شرقی با ارائه مدارک واسناد دروغین از وداها و سایر کتاب هندوان بیان نمودند که این مسجد در جایگاه مقدس هندوان بنا شده است . همان بنای مقدسی که سالیان متمادی قرنها پیش از اسلام مورد پرستش هندوان بود . بنابراین خواسته یا ناخواسته جنگ قومی قبیله ای میان ادیان در گرفت وهنوز هم مرد بیگناه زیادی را به قربانگاه می برد .
امروز رسانه ها علناً فرهنگهای مورد نظر خود را برای اقوام وملتهای مختلف تبلیغ می کنند در خالی که فرهنگ آنها برای مردم هر منطقه ای یک خرده فرهنگ نفوذپذیر است که عده ای از مردم منطقه را به کیش خود در می آورد و. آنها که فرهنگ ناهماهنگ رسانه ای را پذیرفتند خود به خود یک ناهنجاری ویک خرده فرهنگ برای سایر مردم خود می شوند . بنابراین امروز برای نشر یک خرده فرهنگ نیاز به حضور مسیونر یا افراد مبلغ و خاورشناس نیست . چون ابزارها عوض شده اند . هرچند نفس عمل همان است .
آسیب پذیری خرده فرهنگها در قبال فرهنگ قومی وقبیله ای
در مباحث گذشته گفته شد که فرهنگها چگونه از خرده فرهنگها آسیب می بینند . امّا حقیقت آن است که خرده فرهنگها هم به همان صورت اولیه کاربردی نمی شوند . یعنی هر قومی وهر قبیله ای آن را به فرهنگ خود نزدیک می کند وگرنه ازاقبال گسترده ای برخوردار نخواهد شد . یعنی خرده فرهنگها هم در تماس های فیزیکی با افراد در سطح جامعه برای نفوذ در دل مردم نیازمند اصلاحات هستند تا در واقع به مقدار زیادی خواسته های آنان را برآورده کنند. به طور مثال خود زبان انگلیسی که امرزو به عنوان یک زبان بین المللی وتعامل فرهنگی درآمده است با لهجه های مختلفی در دنیا محاوره می شود به صورتی که بیم آن می رود در درازمدت برای شناسایی زبان محاوره انگلیسی در کشورهای مختلف یک رشته تحصیلی به وجود بیاید . مردم دنیا زبان انگلیسی را پذیرفتند ولی از بسیاری از تعابیر و واژه های بومی و لهجه های عامیانه جهت یادگیری آسان به آن زبان افزودند . اینچنین شد که مکالمه یک پاکستانی به زبان انگلیسی برای خود انگلیسی ها خیلی مشمئز کننده وسخت است . باورشان نمی شود که این زبان همان زبان انگلیسی است . یا کاربرد زبان انگلیسی توسط اقوام آفریقای شمالی که به شدت با عربی و اعراب آن و لهجه های بومی منطقه آمیخته شده برای همه مردم دنیا سخت است . امروزه بسیاری از کشورهای دنیا در کنار استفاه از فناوری های هدفمند رسانه ای غرب ، خودشان هم برنامه سازی می کنند واین همان تعامل است که بسیار خوب است ولی در عین حال که پذیرش خرده فرهنگ غربی رسمیت پیدا می کند در همان حال آن فناوری رنگ وبوی فرهنگ بومی را می گیرد . که این محصول جدید برای مبدعان آنها شگفت آور و غیر قابل باور است .
بنابراین همواره فرهنگها و خرده فرهنگها در تقابل وتنش واصحکاک با هم قراردارند وتنها وقتی می توانند کاربردی ومفید شوند که رنگ وبوی بومی بر آنها بنشیند . یعنی وقتی که دولتها و سازمانها برنامه های درازمدتی برای توسعه فرهنگ بومی داشته باشند که قسم اصلی آن تعامل با فناوری های جدید باشد .
نتیجه وراهکارها
همانطور که گفته شد صرفاً خرده فرهنگها خطرناک نیستند وما چه بخواهیم چه نخواهیم با آن روبرو خواهیم شد بهترین کار برای داشتن نسلی سالم وکشوری توسعه مند وجوانانی خودباور وبا پشتکار دارای برنامه ریزی صحیح ودراز مدت فرهنگی است . ابزارها همانطور که برای دشمنان می توانند مفید باشند برای ما هم می توانند مفید واقع شوند . چند ماه پیش دولت ایران برای مقابله رسانه ای از طریق همان مکانیسم یعنی رسانه به مقابله با ابر رسانه های دنیا پرداخت . این کار استفاده ابزاری از ماهواره با ایجاد وتأسیس شبکه پِرِس بود . این شبکه به صورت 24 ساعته اخبار را به زبان انگلیسی به تمام دنیا مخابره می کند . از بدو تأسیس این شبکه تا کنون بالغ بر دهها مرتبه مردم آمریکا و اروپا از رسانه های بزرگ دنیا خرده گرفته اند . در صورتی که تا قبل از این چنین اتفاق نمی افتاد که در یک برنامه زنده تلوزیونی بینندگان مجری ومدیریت شبکه فاکس نیوز و... را به تمخسر بگیرند . هرگاه هر سیستم یا هر کشور وحتی هر سازمانی که بتواند با فناوری جدید تعامل کند واز آن به نفع خود استفاده نموده وبومی کند . می تواند در مقابل جریانهای فرهنگی رسانه ای مصون بماند یا دچار کمترین آسیب شود . به این منظور راهکارهایی برای توسعه بومی کردن فرهنگ و جلوگیری از صدمات متقابل خرده فرهنگها با فرهنگهای بومی در نظر گرفته شده که ارائه می شود :
1- تعامل با دانش روز و درک وفهم آن و کاربردی کردن آنها برای نسلهای مختلف اجتماع
2- استفاده صحیح و آموزش استفاده صحیح از فناوری ها توسط نهادهای آموزشی به مردم
3- تعامل با فناوری های در جهت بومی کردن نیازمندی های آن
4- تلاش برای مبارزه متقابل فرهنگی با همان سیستم وابزار
5- ترویج صحیح استفاده از اینترنت وماهواره
6- تشکیل نشستها وگفتمانهای مختلف غیر همجنس در موسسات آموزشی ودانشگاهها برای رفع هیجانات عاطفی ونیازمندی های علمی ومعارف علوم انسانی جوانان
7- ترویج روحیه خودباوری وتوانستن در بین نسلهای مختلف
8- حمایت از کالاهای بومی وداخلی
9- حمایت از پژوهش های فرهنگی وتلاش برای کاربردی کردن آنها
10- حمایت مادی ومعنوی از پژوهشگاههای غیر دولتی برای ترویج امر تحقیق وپژوهش
بنابراین می توان بر خرده فرهنگهای متعارض غلبه کرد و فرهنگ بومی خود را پاس داشت در حین اینکه از فرهنگها و نوآوری های ارزشمند دیگران هم به صورت بومی شده استفاده نمود .
پی نوشتها :
1- درباره فرهنگ تی . اس . الیوت ترجمه حمید شاهرخ صفحه 11
2-تعریف ها و مفهوم فرهنگ داریوش آشوری ص26
3-لغت نامه دهخدا . جلد دهم . ص15110
4-فرهنگ معین . جلد دوم . ص 2538 همچنین رجوع شود به فرهنگ تک جلدی عمید ص915
5-لغت نامه دهخدا . جلد دهم . ص 15110
6-همان منبع
7-همان منبع
8-همان منبع
9-همان منبع
10-فرهنگ علوم اجتماعی . ص 634
11-همان منبع
12-همان منبع
منابع ومآخذ :
1- قرآن کریم
2- درباره فرهنگ تی . اس . الیوت ترجمه حمید شاهرخ
3- تعریف ها و مفهوم فرهنگ داریوش آشوری
4- لغت نامه دهخدا . علی اکبر دهخدا . چاپ دانشگاه تهران
5- فرهنگ معین . دکتر محمد معین
6- فرهنگ عمید . حسن عمید
7- فرهنگ ایران در سفرنامه های اروپایی . مهین اویس
8- فرهنگ علوم اجتماعی . جولیوس گولر و ویلیام ل.کولب . ترجمه دکتر مصطفی ازکیا و همکاران
9- سرزمین ومردم ایران عبدالحسین سعیدیان
10- فرهنگ شناسی و حقوق فرهنگی دکتر عماد افروغ
11- خرده فرهنگها ووفاق اجتماعی دکتر عماد افروغ
12- جامعه مدنی ،پیش شرطها و موقعیت آن در ایران دکتر عماد افروغ
13- فضا ونابرابری اجتماعی دکتر عماد افروغ
14- تغییرات اجتماعی ونرم های فرهنگی علم دگره جرارد ترجمه محمد توکل
15- فرهنگ شناسی دکتر چنگیز پهلوان
16- فرهنگ وزندگی شماره 16 نشریه دبیرخانه شورای عالی فرهنگ وهنر
17- نظم اجتماعی مسعود چلبی
18- فرهنگ وتوسعه سازمان یونسکو ترجمه نعمت الله ومحمد فاضلی
19- شیوه های تفکر ملل شرق . هاجیهه ناکامورا ترجمه مصطفی عقیلی و حسین کیانی
20- توسعه فرهنگی آسیا مجله دنیای سخن آبان وآذر 1370
21- جهانی شدن به چه معناست مجله کلک مهر 1375
22- یکپارچگی ملی ورشد هویتهای قومی فصلنامه مطالعات راهبردی نوشته کاووس سید امامی
23- بررسی جایگاه مشارکت فرهنگی در سیاست فرهنگی کشور حسین ایمانی جاجرمی
سلام .
در این کار بزرگ یاری ام رسانید
مستند ۲۰۰ قسمتی - قسمتهای مستقل از هم و جداگانه سینمایی
نوابغ سرزمین باران
من با همکاری و مجوز ارشاد استان گیلان و شبکه چهار سیما در حال تولید دویست مستند از دویست دانشمند فاخر بین المللی و صاحبان سخن ملی ایران و گیلان هستم . در حال حاضر با همین اندک توشه راه از اساتید زیر بیش از 10 ساعت راش (فیلم تدوین نشده ) گرفتم :
1- استاد فریدون نوزاد
2- استاد جعفر خمامی زاده
3- استاد دکتر سید علی پورفیکوهی
4- استاد مصطفی فرض پور ماچیانیپ
5- استاد فریدون پور رضا
6- استاد هوشنگ عباسی
از همه گیلان دوستان عزیز علی الخصوص شما تقاضا دارم . هر یاری که
می توانند به من برسانند (یاری مالی نه خدا را شکر حل است ) یاری فنی -
تدوین - عکس - مطلب- نشان دادن و آشنایی با مفاخری که احیانا دیگران
نمی شناسند ولی سرشناس است در دنیا . مثل دکتر درویش زاد پدر علم
زمین شناسی ایران و دکتر نعمت الله شهرستانی پدر علم زنبور داری ایران
و مثل دکتر سیروس شمیسا ابر مرد ادبیات ایران زمین و مایه فخر کشور
ایران و گیلان که بسیاری اصلا نمی دانند این بزرگ مرد رشتی است . من
بیش از همه به چند گروه عاشق نیازمندم . در این سیر مستند سازی فضتا
برای نشان دادن علاقه مندان و کارگردانی جوانان است (هرچند خودمان هم
جوانیم ) خواهشمندم این مطلب را به سمع و نظر دوستان برسانید -
شماره تماس من : 09368956119 و 09112320122 ولی بیشتر به
ایرانسل زنگ بزنید (09368956119) . ارادتمند شما . حسین قاسم نژاد
(مجری طرح و نویسنده و پژوهشگر و کارگردان مستند سینمایی 200 قسمته نوابغ سرزمین باران )
توضیح اینکه این دویست فیلم دویست بیوگرافی مستند از دویست دانشمند با دویست نام است . فیلم استاد فریدون نوزاد برای اینکه ۴۵ سال از عمرشان را برای کتاب گیله گپ گذاشتند به نام گیله گپ گذاشتیم که استاد هم خوش شان امد .
اندك اندك جمع مستان مي رسند
بت پرستان شب پرستان مي رسند
در لباس زهد و تقوا و ريا
كافران بين چون مسلمان مي رسند
رانت خواران خدا نشناس هم
بي خجالت جمع ياران مي رسند
دزدهاي مال بيت المال هم
يك شبه بر بام انسان مي رسند
گلپري هاي زمان هم بي هدف
ناگهان در كيش رندان مي رسند
كشوري كه صيغه در آن شد حرام
بس زناكاران به ايوان مي رسند
قرض دادن بد ، ريا عين حلال
فحش و غيبت پاي ايمان مي رسند
وقتي هيچ چيزي سر جايش نبود
هركسي را علم همسان مي رسند
چون ربا خوران بيني در نماز
چون زناكاران به عرفان مي رسند
راويان جنگ ناكرده عجب
بر سر اين سفره و خوان مي رسند
نان به نرخ روز خوار نانجيب
يك شبه بر ميز يزدان مي رسند
عالمان ناب ايران سر به زير
جاهلان بر كرسي ونان مي رسند
شاعران دزد و دزد شعر هم
يك شبه بر نشر ديوان مي رسند
شاعران واقعي و نامدار
در پي يك لقمه تا جان مي رسند
دكتراي طب مهندس مي شوند
سازه ها را در پي آن مي رسند
واعظ و ملاي به جاي وعظ و بحث
تا مدير عامل كان مي رسند
در جنوب شهر همه بي بيمه اند
كي ؟ چگونه تا به درمان مي رسند
در كوير ، آن مردمان مرز دار
هم به جاي نان به طوفان مي رسند
جنگ را با نام خود تز مي دهند
بز دلان خود جاي شيران مي رسند
هم سهام عدل حرف مفت بود
هم به نام عدل بر نان مي رسند
(عدل جان من منادي حق است
عدليان بر كوس منان مي رسند
عدل با آن حيدر كرّار مرد
لاف بيداد از پي آن مي رسند)
هيچ كس در حرفه خود نيست نيست
تازه واردها به دوران مي رسند
خر ببيني در رياست مفتخر
شيرها در كار خر خان مي رسند
بار الها رحم كن ما را ببخش
در حساب ما چه آسان مي رسند
شكر ايزد را كه در يوم حساب
خوب حساب زورگيران مي رسند
ما كه هر جوري بيايد سرخوشيم
خوش به آناني كه سامان مي رسند
كتاب رمان شهيد حسين املاكي در ۲۵۰ صفحه رقعي با آلبوم ۳۰ عكس تمام رنگي با كيفيت بالا
و كاغذ عكس توسط نشر حرف نو در تيراژ چاپ اول ۱۰۰۰ جلد و چاپ دوم ۵۰۰۰ جلد به زيور چاپ آراسته
شد .
تلاش اينجانب به عنوان نويسنده اثر سعي در ارزش هنري و ادبي بوده و هست . اين اثر زندگي نامه بلند
و زنجير وار داستاني از لحطه تولد تا شهادت ايشان است.
ما که با هم دوست اما دشمنیم
با خدا وبرده اهریمنیم
دین ورسم ودار ودنیا مان یکی ست
ما برای آخرت دم می زنیم
ما مسلمانیم ، اما کافریم
چون که خود قبر برادر می کنیم
چون که با دشمن نهاد ما یکی ست
با بردار قهر وبا دشمن تنیم
دائماً ما دم به مردی می زنیم
در مرام و مردی کمتر از زنیم
بی خبر از چوب خط کارمان
دائماً در پیله خود می تنیم
غرق دنیاییم از هم بی خبر
بی خبر از شهر دود وآهنیم
گرچه شهرمان پر از صلح وصفاست
باز نامردان کوی وبرزنیم
وای بر ما آخر انسان بوده ایم
نفس انسانی خود را دشمنیم
بارالها رحم کن ما را ببخش
ما که در نا مردمی ها یکتنیم
شاعر محبوب ايراني كه زيبا سرود :
زندگي را دوست دارم
مرگ را دشمن
و اكنون نوبت ماست كه در اين دنياي ماشيني اعتقاد بياوريم به آغاز فصل سرد . فصلي
كه بناچار بايد قبولش كنيم . ما در يك روابط اجتماعي سرد و پول محور زندگي مي كنيم
حساب كشورهايي نظير ما بسيار بدتر از كشورهايي است كه ماترياليست و صد درصد
پولي و مادي اند . چون مردم ما در يك گذر از سختي هاي زندگي معنوي به پول ايمان
آوردند . و اين بسيار خطرناكتر از روابط ماترياليستي غرب است . چون پول ديگر خداي ما
شده است . لذا براي پيشرفت و زندگي هدفمند ، اصلي ترين هدف ما استقلال مادي
است . اين هدف امكان پذير نمي شود . جز با مشقّت وسختي و پشتكار روزافزون !
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد
همه آنهايي كه امروز ميلياردرند . چند سال پيش مثل ما مفلوك بودند . تنها اهدفا شان را
شناسايي كردند .
پس ببينيد چه هدفي براي زندگي داريد . اهداف آينده شما را رقم مي زنند .
البته همواره انگيزه خود ماشين است كه بودش از نبود ان بهتر است . و پشتكار
موتور حركت است . لذا بايد باورمان شود كه توانايي هزاران نه شنيدن را داشته باشيم
ما مي توانيم اگر خومان بخواهيم .
چند سالي است كه تلوزيونها و موسسات مختلف تكنولوژي ذهن راه افتاده و من زياد آنها را قبول ندارم
چون همه چيز در خودمان اي . اگر بخواهيم تحولي ايجاد كنيم . بايد خودمان حركت كنيم . شبيه معتاد
هايي كه هر روز تصميم مي گيرند تا ترك كنند .
لذا اين موسسات فقط به دنبال پول درو كردنند . هر چند در اين دنياي ماشينزم نوع تدريس شان در
به دست آوردن انگيزه وهدف بسيار مهم است . ولي من باز هم توجه دوستان را به كتب ان ال پي و
كتب تكنولوژي ذهن دعوت مي كنم . اينها بهتر و مفيدترند . ولي باز مي گويم كه ما بيمار زندگي مدرن
هستيم . لذا بايد ابتدا خودمان شروع كنيم و از خودمان . تا خودمان نخواهيم تغييري ايجاد نمي شود
به قول حافظ عليه الرحمه كه :
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم فلك را سقف بشكافيم وطرحي نو دراندازيم
باید یک پسر را چطوری امتحان کنیم تا بفهمیم انسانی فهمیده است و قصد غرض ندارد؟
علائم فيزيکى استرس
انواع دردها، لرزش و سرگيجه، از دست دادن اشتها يا برعکس پرخوري،مشکلات گوارشي، ساييدن دندانها ، بى خوابي، مشکلات تنفسي، تته پته کردن در سخن يا تند تند صحبت کردن، احساس خستگي، ابتلا به عفونت هاى مکرر و از دست دادن ميل جنسى از جمله علائم ابتلا به استرس است که به اين صورت در ظاهر شخص عارض مى شود.
علائم رفتارى استرس
استرس باعث ايجاد افسردگي، ناراحتي، اضطراب ، دستپاچگى ، احساس عدم کفايت و شايستگي، بدبينى و عدم رضايت و خشنودى مى شود و اين تما م چيزهايى است که شرايط پرتنش و استرس زا براى انسان به ارمغان مى آورد.
آيا استرس باعث بيمارى مى شود؟
استرس مستقيما منجر به بروز بيمارى مى شود ، اما فاکتور قابل توجهى براى ابتلا به انواع بيمارى هاست ،نظير بيمارى هاى آلرژيک ، آسم ، ميگرن، سندرم روده تحريک پذير، اگزما ، تحريک پذيرى و خشونت ، سورياس و کهير مى شود.همچنين فاکتورى موثر در بروز فشار خون بالا و بيمارى هاى قلبى است.
واما روش مقابله با اين وضعيت
از خود سوال کنيد!
شرايطى را که باعث ايجاد استرس و اضطراب در شما شده است را بيان کنيد. از خود بپرسيد که چرا بيش از اندازه آزرده و رنجيده خاطر هستيد؟نگرانى شما بابت چيست؟(من نمى توانم به مشکل غلبه کنم، شغلم را از دست مى دهم، مجبورم خانه خود را بفروشم......)اين کار باعث مى شود که به گونه اى موثر تر و بهتر با مشکلات دست و پنجه نرم کنيد . ليستى از روش هاى مقابله با مشکلات را تهيه کنيد و به ارزيابى اختيارات خود بپردازيد.
تنفس عميق
تنفس آرام و عميق از ناحيه ديافراگم ، يکى از موثرترين روش ها براى مقابله با استرس و کنترل آن مى باشد. در حالى که تنفس سريع و کوتاه باعث مى شود که نتوانيد بر استرس و تنش غلبه کنيد. آرام باشيد و با چند تنفس عميق سعى کنيد خود را کنترل کنيد. اين کار باعث مى شود که سرعت تنفس شما به حد نورمال برسد. اگر نمى توانيد به شرايط استرس زا غلبه کنيد ، از نظر روحى خود را تقويت کنيد. ابراز بى اعتنايى کنيد، آه بکشيد ، شانه ها را به حالت آرامش انداخته و از خود بپرسيد : کى به کيه ؟
15 دقيقه سلامتى براى روان
بارها و بارها خوانده ايد ، اما تا حالا عمل کرده ايد؟!! آرام گرفتن و استراحت يا به اصطلاح رها کردن بدن از شرايط پر تنش باعث مى شود که فشار خون کم شده، تنفس آرام تر شده، سرعت قلب و متابوليسم کمتر شود و در نهايت بدن بتواند تعادل خود را حفظ کند.اينکار تنها 15 دقيقه طول مى کشد. به پشت دراز کشيده ، پاها را رها کنيد، دست ها را در دو طرف بدن قرار دهيد، چشمانتان را ببنديد و با کشيدن آه ، تنش را از بدن خارج کنيد. آرام نفس بکشيد، بعد از هر تنفس کمى مکث کنيد. تنش را از ساق پا ، پا و انگشتان پا رها کنيد. همين کار را با اندام هاى بالايى انجام دهيد. شانه ها را به حالت استراحت پايين بياندازيد. سعى کنيد ماهيچه هاى صورت را از حالت منقبض خارج کنيد و چين و چروک آن را بزداييد. از بروز اين تغيير در ماهيچه ها آگاه باشيد. يعنى اين اتفاق را احساس کنيد.هر زمان آماده ايد ، به آرامى چشم ها را باز کنيد و کمى بدن را بکشيد. زانو ها را تا کنيد و مجدد باز کنيد. ساير روش هاى کنترل استرس عبارتند از:
مديتيشن
اين کار شامل يک استراحت فوق العاده بدنى و روحى است .مستقيم بنشينيد، چشمان خود را ببنديد و خود را رها کنيد. فکر خود را روى يک چيز متمرکز کنيد. چهار مرتبه نفس عميق بکشيد ، سپس به شعله شمع يا گلى نگاه کنيد يا کلمه اى مثل "صلح" يا غيره ...را براى 15 تا 20 دقيقه تکرار کنيد.
تجسم
وضعيتى آرام،منظره اى زيبا ، صدايى خوش آهنگ، بويى خوش رايحه را تصور کنيد. جملات خوش بينانه اى مثل " من احساس آرامش مى کنم" " من سرشار از عشق هستم" را تکرار کنيد. قبل از بروز هر نوع شرايط پر استرس، آن را تصور کرده و ذهن مرور کنيد که چه اتفاقى خواهد افتاد و سرانجام اينکه خود در وضعيتى تصور کنيد که کاملا آرام و راحت بر اين شرايط غلبه کرده ايد.
مديتيشن فعال
تمام توجه خود را به آنچه مى خواهيد انجام دهيد معطوف کنيد. مثل خوردن غذا يا حتى بيرون گذاشتن زباله. شکل ، ساختار، و حرکت بدن خود را بنگريد.روى شرايطى که بدون استرس از آينده يا گذشته تجربه مى کنيد ، تمرکز و تاکيد کنيد.
يوگا
اين ورزش ترکيبى است از تمرينات کششي، کنترل صحيح تنفس، رها شدن ومديتيشن.
تحرک
ورزش باعث مى شود که هورمون هاى موثردروضعيت استرس از بدن زايل شده ودر عوض هورمون هاى موثر دراحساس آرامش يعنى آندروفين هاآزاد شوند. بنابراين روزانه30 دقيقه به انجام تمرينات بدنى متعادل و سه يا پنج باردر هفته فعاليت ايروبيک به مدت 15 تا60 دقيقه بپردازيد.
نابرده رنج گنج میسّر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
امّا اصولهای برتر تکنولوژی ذهن :
۱- ببینیم در کجای دنیا ایستاده ایم و وضع مان چکونه است ؟
۲- چگونه می توانیم آن را تغییر بدهیم و خودمان را بالا بکشیم؟
۳- هدف و اهداف مان در زندگی چیست ؟
۴- راههای رسیدن به اهداف مان کدامند ؟
۵- بیاموزیم در راه رسیدن به اهداف مان سدی دفاعی قوی از روح مان بسازیم که با هیچ موجی متلاطم نشود و در استرس و سردرگمی غرق نگردد .
۶- بیاموزیم که همه کارها با جسارت قابل حل است . جسارت را در روحیه خود جاری کنیم
۷- بیاموزیم که اگر هیچ کسی هم نداشته باشیم . خدا را داریم . پس خدا با ماست و تنها نیستیم.
۸- نکات بالا را بیاموزیم وعمل کنیم وبه عنوان چارت اندیشه مان مکتوبش نماییم .
۹- هرگز از کار کردن و پیشرفت خسته نشویم .
۱۰- این را بدانیم که هم.اره در نامیدی امید هست .
۱۱- بیاموزیم وعملی کنیم که همواره از نه شنیدن تند خوشحال تر شویم تا بلی گفتن کشیده بی حال . چون همواره کسانی که ابتدا منکر می شوند بعد بیشترین کمک ها را می کنند .
۱۲- همواره با امیدواری به نیمه پر لیوان نگاه کنیم . ونه حسرت نداشته های مان را
۱۳- هرگز زندگی مان را درذ ترازوی نقد و حسرت زندگی دیگران قرار ندهیم
۱۴- تلاش کنیم تا هر روز پنجره ای در افق برای پیشرفت خود بگشاییم . و لبحند بر لب و دلی شاد و ضمیری مطمئن بهترین پشتوانه هر انسان موفق است .



